ما اومدیـــــــــــــــــم...
سلاااااااااااااااام به همه ی دوستای گل خودم.![]()
خوبیییییییییین؟؟؟؟؟؟؟![]()
دلم برا همتون یذره شده بود.
ببخشید که انقدر این سری تاخیرم طولانی شد. 
از یه طرف اسباب کشی کردیم و نتمون تموم شد و برخی مشکلات و اما خلاصه الان من اینجام در خدمتتون.
اینم بگم که نشد بریم شیراز بخاطر اینکه تا زنجان رفتیم ولی انقدر برف اومد که برگشتیم و نشد که بریم.
و اما عید. عید رفتیم مشهد و از اونجا هم رفتیم شمال . هوا خیلی خیلی سرد بود .
ولی خیلی خوش گذشت بهمون واقعا عالی بود.
اینم چند تا از عکسامون:

اینجا عسل خانوم صندلی پشت رو اختصاص داده بود به خودش و برا خودش تخت درسته کرده بود.
اینجا رسیدیم قم و عسل جونم هنوز لالا هستش.


اینجا هم قم هستش. عسل اولین بارش بود که میرفت قم. خیلی خوشحال بود..
برگشتنی از راه شمال برگشتیم ولی هوا خیلی خیلی سرد بود.


فقط در حال چیدن گل بود فسقل خانوم..


و بعدش رفتیم کنار دریا تا ناهارمونو بخوریم و بریم ...

عسل خانوم تو کل راه فکر کنم یه جعبه دستمال کاغذی رو تموم کرد و با همشون عروس درست کرد. همونطور که الان میبینین یکی درست کرده و تو دستشه...

الهی بمیرم همش دوست داشت بره شنا کنه ولی هوا خیلی سرد بود و نشد. برا همین همش روی ماسه ها اسمشو می نوشت..

سفر خیلی خیلی خوبی بود.
و اما سیزده بدر رفتیم آسیاب خرابه و خیلی خیلی خوش گذشت.


اینم یه آسیاب خیلی قدیمی بود که با آب کار می کرد


عسل جونم در حال آسیاب کردن گندم...

اینجا هم همش میرفت زیر آبشار و خوشش می یومد.
دیگه نمیذارم تاخیرم انقدر طولانی بشه.
دوستت دارم دختر نازم.


ما اومدیـــــــــــــــــم...
